برابر‌های واژه به سبب به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

به سبب

برابر‌های پارسی

بَهرِ، به‌پاسِ، بَرایِ، اَز رویِ، از بَهرِ، از بَرایِ

واژه «به سبب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بَهرِ، به‌پاسِ، بَرایِ، اَز رویِ، از بَهرِ، از بَرایِ» می‌باشد.

به جای «به سبب» بگوییم «بَهرِ، به‌پاسِ، بَرایِ، اَز رویِ، از بَهرِ، از بَرایِ»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برای
ō | pat | rā | rāδ | rāy
بهر
baxšišn
بهر
bahr | bāg | nīrmat
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برای
барои

برابرها در شاهنامه

برای

همه شهر زنده برای تواند

برای تو باید زدن گام و دم

برای خداوند خورشید و ماه

برای بداند، ار ز می بیهش‌اند

به از رزم جستن بنام و برای

از بهر

همی آفرین یابد از دهر بهر

ترا از جهان دشت و کوهست بهر

کسی کش بد از تاج وز گنج بهر

ز بهر شما از پدر خواستم

کش از آفرینش چنین است بهر

بهر

ز بهر سپنجی سرای آمدند

همی آفرین یابد از دهر بهر

ز بهر پرستش بیاراستی

ز بهر خورش جایگه ساختش

ترا از جهان دشت و کوهست بهر

به‌پاس

به پاس اندرون نیز بیدار باش

از روی

از آن بد کنش دیو روی زمین

همه روی گیتی پر از داد کرد

برآسوده از رنج روی زمین

ز روی بزرگی نه از روی کین

بتابید روی از نهیب گزند

از برای

به از رزم جستن بنام و برای

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید